امروز: پنج‌شنبه 14 آبان 1405 سن سایت: 16 روز (2 هفته / 1 ماه / 1 سال)
text text text

مدرسه کسب‌وکار

نکات آموزشی برای مدیران کسب‌وکارها

بیش از ۱۰ سال تجربه محتوای تایید‌شده

پربازدیدترین‌های این ماه

مشاوره تخصصی راهنمایی دقیق و آرام، گام به گام

تازه‌ترین نوشته‌ها

کسب‌وکارم کوچیکه؛ مشاور منابع انسانی لازم دارم؟

کسب‌وکارم کوچیکه؛ مشاور منابع انسانی لازم دارم؟

واحد منابع انسانی لازم ندارید؛ ولی گاهی نگاه منابع انسانی لازم دارید. در کسب‌وکار کوچیک هر استخدام اشتباه، نسبت به اندازه کسب‌وکار، هزینه بزرگ‌تری داره. پس اگه اولین استخدام پیش روتونه، نیروهای خوب‌تون می‌رن، یا با یک کارمند گیر کردید و نمی‌دونید چه کنید، یک مشاوره کوتاه منابع انسانی از آزمون‌وخطا ارزون‌تر تموم می‌شه.

ایمان پاکراه شش اپیزود پشت‌سرهم از پادکست پاکار رو به همین مسیر اختصاص داده: از اولین استخدام تا برخورد با کارمند ضعیف. حرف اصلی‌اش اینه که منابع انسانی از روز اولِ اولین استخدام شروع می‌شه، نه از روزی که کسب‌وکار بزرگ شد.

سه باور اشتباه درباره منابع انسانی در کسب‌وکار کوچیک

«منابع انسانی مال شرکت‌های بزرگه»

  • منابع انسانی یعنی تصمیم درست درباره آدم‌ها: کی رو بگیرید، چطور واردش کنید، چطور عملکردش رو بسنجید. کسب‌وکار کوچیک هم هر روز همین تصمیم‌ها رو می‌گیره، فقط بدون اسم.

«هزینه استخدام همون حقوقه»

  • از نگاه ایمان پاکراه هزینه استخدام فقط حقوق نیست. زمان آموزش، اشتباه‌های اول کار، و اگه انتخاب غلط باشه، هزینه دوباره گشتن هم هست.

«هر مشکلی رو با یه نفر بیشتر حل می‌کنم»

  • به تعبیر خودش: «قرار نیست هر مشکلی در کسب‌وکار رو با اضافه کردن نیروی انسانی حل کنیم.»

پنج لحظه‌ای که کسب‌وکار کوچیک هم به نگاه منابع انسانی نیاز داره

۱. قبل از اولین استخدام

  • سؤال اصلی ایمان پاکراه اینه: «اگر کاری را واگذار کنم، با زمان آزادشده چه می‌کنم؟»
  • هدف اولین استخدام، خلوت‌تر شدن سر شما نیست؛ برداشتن یک گلوگاه واقعیه. پیشنهادش اینه که قبل از اولین استخدام، کارها رو با منطق «اگر این شد، این کار رو بکن» بنویسید.

۲. وقتی استخدام اشتباه تکرار می‌شه

  • «فقط نپرسید بلدی؛ بخواهید نشان بدهد.» رزومه ادعاست و باید سنجیده بشه.
  • گاهی هم مشکل از آدم نیست: «گاهی آدم درست برای صندلی اشتباه آمده است.»

۳. وقتی نیروی جدید زود می‌ره

  • از نگاه ایمان پاکراه ورود نیروی جدید قبل از روز اول شروع می‌شه، و «هر نیروی قدیمی لزوماً مربی نیروی جدید نیست».
  • سؤالی که پیشنهاد می‌کنه از خودتون بپرسید: «مشکل از فرد است یا از روش ورود ما؟»

۴. وقتی با یک کارمند گیر کردید

  • «نباید فقط به پرونده کارمند نگاه کنیم؛ باید پرونده سازمان رو هم کنار اون ببینیم.»
  • فرق بین دو جمله رو هم یادآوری می‌کنه: «من این آدم رو دوست ندارم» شخصیه؛ «استاندارد رو رعایت نمی‌کنه» مدیریتیه.

۵. وقتی بحث افزایش حقوق و رشد پیش میاد

  • افزایش حقوق باید قابل اندازه‌گیری، قابل توضیح و قابل تکرار باشه؛ وگرنه هر بار به یک چانه‌زنی شخصی تبدیل می‌شه.
  • و اینکه «رشد شغلی همیشه به معنی تغییر عنوان شغلی نیست».

یک تجربه واقعی: اختلاف دو همکار

ایمان پاکراه در آی‌پی امداد با اختلاف دو همکار از دو نسل مختلف روبه‌رو شد. تا وقتی این اختلاف به عملکرد آسیب نزده بود، وارد ماجرا نشد. وقتی پای کار در میان اومد، مرز رو این‌طور روشن کرد:

«رابطه شخصی شما مسئله من نیست؛ تسک و رفتار حرفه‌ای موضوع سازمان است.»

درسی که برای کسب‌وکار کوچیک داره

  • در کسب‌وکار کوچیک همه به هم نزدیک‌ترن و مرز شخصی و کاری راحت‌تر قاطی می‌شه. صاحب کسب‌وکار باید بدونه کجا وارد بشه و کجا نه.

حداقل منابع انسانی که خودتون می‌تونید راه بندازید

شرح وظایف یک‌صفحه‌ای برای هر نقش

  • چه کاری، با چه استانداردی، و چه تصمیم‌هایی در اختیار خود فرده.

روش ورود نیروی جدید

  • روز اول چه چیزهایی رو یاد می‌گیره، هفته اول چه کاری می‌کنه، و از کی سؤال می‌پرسه.

معیار سنجش عملکرد

  • چند معیار ساده و روشن. ایمان پاکراه هشدار می‌ده: «KPI اشتباه می‌تواند رفتار اشتباه ایجاد کند.»

قاعده افزایش حقوق

  • قبل از اینکه کسی درخواست بده، روشن باشه بر چه اساسی تصمیم گرفته می‌شه.

اگه این‌ها رو نوشتید و باز هم به نتیجه نرسیدید، اون‌وقت مشاوره منابع انسانی کمک می‌کنه ببینید گره کجاست.

یک سناریوی فرضی

صاحب یک کافه با چهار کارمند، در شش ماه سه باریستا عوض کرده.

نگاه اول

  • «نیروی خوب پیدا نمی‌شه.»

نگاه منابع انسانی

  • معلوم می‌شه آموزش هر نیروی جدید رو قدیمی‌ترین کارمند انجام می‌ده، که خودش از شیفت‌های شلوغ خسته‌ست و حوصله آموزش نداره. هیچ‌کس هم دقیقاً نمی‌دونه نیروی جدید در هفته اول باید چه چیزهایی رو بلد بشه.

مشکل در پیدا کردن نیرو نبود؛ در نگه داشتنش بود. با یک برنامه ساده ورود و تعیین یک مسئول آموزش، احتمالاً نیازی به استخدام چهارم نبود.

سؤالات متداول

کسب‌وکار دو سه نفره هم به مشاور منابع انسانی نیاز داره؟

  • معمولاً نه به‌صورت مداوم. ولی قبل از اولین استخدام یا وقتی با یک مسئله مشخص گیر کردید، یک مشاوره کوتاه می‌تونه جلوی اشتباه گرون رو بگیره.

خودم می‌تونم کار منابع انسانی رو انجام بدم؟

  • بله، در اول کار باید هم انجام بدید. مهم اینه که قاعده داشته باشه و هر تصمیم از صفر و بر اساس حس لحظه گرفته نشه.

مشاور منابع انسانی با کارگزینی چه فرقی داره؟

  • کارگزینی بیشتر کارهای اداری مثل قرارداد و بیمه رو انجام می‌ده. مشاور منابع انسانی کمک می‌کنه درباره انتخاب، ورود، سنجش و رشد آدم‌ها تصمیم درست بگیرید.

از کجا بفهمم مشکلم منابع انسانیه، نه مدیریتی؟

  • این دو معمولاً به هم وصلن. اگه مشکل در انتخاب، نگه داشتن یا سنجش آدم‌هاست، احتمالاً بخش منابع انسانی پررنگ‌تره.

اگه کارمندم ضعیفه، اول باید اخراجش کنم؟

  • نه. اول ببینید مشکل از مهارته یا رفتار، و آیا سازمان آموزش و شرایط لازم رو فراهم کرده. به تعبیر ایمان پاکراه: «فرصت باید نقطه شروع اصلاح باشه.»
bizschoolnotes 1 بازدید دیدگاه‌ها (0)
ایمان پاکراه؛ چرا فقط با آمار فروش درباره کسب‌وکار قضاوت نمی‌کند؟

ایمان پاکراه؛ چرا فقط با آمار فروش درباره کسب‌وکار قضاوت نمی‌کند؟

ایمان پاکراه، تحلیلگر کسب‌وکار؛ چرا فقط با آمار فروش درباره یه مجموعه قضاوت نمی‌کنه؟

چون عدد فروش فقط نشون می‌ده چقدر پول وارد شده. نشون نمی‌ده این فروش از کجا اومده، چقدر هزینه داشته، تکرار می‌شه یا نه، و کسب‌وکار ظرفیت ادامه‌اش رو داره یا نه. ایمان پاکراه، بنیان‌گذار آکادمی پاکراه، فروش رو نقطه شروع تحلیل می‌دونه، نه نقطه پایانش.

یکی از جمله‌هایی که خودش بارها تکرار می‌کنه، این تفاوت رو خلاصه می‌کنه:

«فروش شانسی یعنی فروختم، ولی دقیق نمی‌دونم چرا. فروش تکرارپذیر یعنی می‌دونم چرا فروختم، می‌دونم چطور فروختم و می‌تونم دوباره شرایطش رو ایجاد کنم.»

عدد فروش چه چیزهایی رو نشون نمی‌ده؟

۱. سود رو نشون نمی‌ده

  • ممکنه فروش بالا باشه و آخر ماه چیزی نمونه. هزینه جذب مشتری، تخفیف، ارسال، نیروی انسانی و ده‌ها هزینه کوچیک دیگه اول باید از همین فروش کم بشن.
  • ایمان پاکراه در اپیزود فروش دارم، سود ندارم؛ چرا آخر ماه چیزی برام نمی‌مونه؟ از پادکست پاکار، سؤال اصلی رو این‌طور مطرح می‌کنه: «پولی که وارد کسب‌وکار من شد، دقیقاً کجا رفت؟»

۲. نقدینگی رو نشون نمی‌ده

  • فروش چکی و اقساطی عدد فروش رو بالا می‌بره، اما پولش امروز در حساب نیست.
  • به تعبیر خودش، گاهی پول از بین نرفته؛ فقط شکلش عوض شده و تبدیل شده به موجودی انبار، طلب از مشتری یا تجهیزات.

۳. نشون نمی‌ده فروش استثنایی بوده یا عادی

  • یه مشتری سازمانی بزرگ یا یه کمپین تخفیف می‌تونه فروش یه ماه رو چند برابر کنه، بدون اینکه سیستم فروش بهتر شده باشه.
  • توصیه‌اش اینه: «فروش استثنایی رو جشن بگیرید؛ اما سریع تبدیلش نکنید به استاندارد فروش.»

۴. نشون نمی‌ده مشتری برمی‌گرده یا نه

  • کسب‌وکاری که هر ماه مشتری جدید میاره و مشتری قبلی رو از دست می‌ده، ممکنه فروش ثابتی داشته باشه؛ ولی مدام پول می‌ده تا جای مشتری‌هایی رو پر کنه که قبلاً برای جذبشون هزینه کرده.

۵. نشون نمی‌ده فروش به کی وابسته‌ست

  • اگه فروش فقط با حضور صاحب کسب‌وکار اتفاق بیفته، عدد خوب امروز نشونه سلامت نیست؛ نشونه یه گلوگاهه.
  • یه جمله رایج مدیرها رو مثال می‌زنه: «من خودم می‌فروشم، ولی فروشنده‌هام نمی‌تونن». ایمان پاکراه می‌گه شاید مشکل فروشنده نیست؛ شاید کل سیستم فروش هنوز فقط توی ذهن مدیره.

پس ایمان پاکراه به جای عدد فروش چی رو می‌بینه؟

مسیر فروش، نه فقط نتیجه‌اش

  • چند نفر وارد شدن، چند نفر علاقه نشون دادن، چند نفر پیشنهاد گرفتن، و بیشترین ریزش کجا بوده.
  • قاعده‌اش ساده‌ست: «وقتی مشتری نمی‌خرد، اول دنبال دلیل نگرد؛ اول محل ریزش را پیدا کن.»

ریتم و ثبات

  • فروش یک روز زیاد و چند روز صفر، با فروش کمتر ولی ثابت فرق داره.
  • «قبل از اینکه فروش را بزرگ کنید، ثابتش کنید.»

رفتار مشتری

  • برگشتن، معرفی کردن، تمدید کردن یا رفتن سراغ رقیب.
  • خودش می‌گه بیشتر از چیزی که مشتری می‌گه، به چیزی که انجام می‌ده نگاه می‌کنه.

ارتباط بخش‌ها با هم

  • با نگاه سیستمی، وقتی فروش افت می‌کنه، الزاماً فروشنده مقصر نیست. شاید مشکل از لید، قیمت، پشتیبانی یا تجربه بعد از خریده.

یک تجربه واقعی: وقتی تقاضا بود ولی فروش از دست می‌رفت

ایمان پاکراه این تجربه رو از آی‌پی امداد تعریف می‌کنه.

با شروع فصل گرما، تقاضا برای خدمات کولر گازی و یخچال هر سال بالا می‌رفت. اما وقتی داده‌ها بررسی شد، معلوم شد بخشی از همین تقاضا وارد مجموعه می‌شه ولی به خدمت نهایی نمی‌رسه.

برای پیدا کردن علت، فقط عدد فروش دیده نشد. سفارش‌ها، تماس‌ها و حتی مکالمات ثبت‌شده هم بررسی شدن. نتیجه این بود که در پیک کاری اپراتور کافی نبود و در بعضی مناطق متخصص کم بود.

درسی که از این تجربه می‌گیره

  • اگه فقط عدد فروش دیده می‌شد، نتیجه این بود که «تابستون فروش خوبه».
  • اما تحلیل واقعی نشون داد فروش می‌تونست خیلی بیشتر باشه، به شرطی که ظرفیت پاسخ‌گویی قبل از رسیدن فصل افزایش پیدا کنه.

یک سناریوی فرضی

دو فروشگاه آنلاین هر ماه فروش تقریباً یکسانی دارن.

فروشگاه اول

  • بیشتر فروشش از تخفیف سنگینه.
  • مشتری‌هاش کمتر برمی‌گردن.
  • بخش زیادی از درآمدش صرف تبلیغ برای جایگزین کردن مشتری‌های از دست رفته می‌شه.

فروشگاه دوم

  • فروشش کمتر به تخفیف وابسته‌ست.
  • مشتری‌های برگشتی و معرفی‌شده زیادی داره.
  • برای جذب هر مشتری هزینه کمتری می‌کنه.

با عدد فروش، این دو تا شبیه هم به نظر می‌رسن. با تحلیل، یکی در حال ساختن کسب‌وکاره و اون یکی در حال خرج کردن برای حفظ ظاهرش.

این نگاه برای صاحب کسب‌وکار چه معنی‌ای داره؟

قبل از جشن گرفتن، علت رو پیدا کنید

  • فروش این ماه بیشتر شد؟ ببینید از کمپین بود، فصل بود، مشتری جدید بود یا واقعاً فرایند بهتر شده.

قبل از نگرانی هم علت رو پیدا کنید

  • افت فروش همیشه یعنی تیم فروش ضعیف شده نیست. شاید مشتری‌ها هنوز به چرخه نیاز بعدیشون نرسیدن.

یک سؤال رو عادت کنید

  • «اگه شرایط مشابه رو دوباره ایجاد کنم، احتمال بالایی هست که همین نتیجه رو بگیرم؟»
  • اگه جوابش «نمی‌دونم» باشه، عدد فروش هنوز اطلاعات کافی بهتون نداده.

سؤالات متداول

یعنی آمار فروش مهم نیست؟

  • مهمه، ولی کافی نیست. فروش نقطه شروع تحلیله و باید کنار سود، نقدینگی، نگهداشت مشتری و منشأ فروش دیده بشه.

فروش بالا ولی سود پایین یعنی کسب‌وکار مشکل داره؟

  • لزوماً نه؛ ممکنه در مرحله توسعه باشید. ولی اگه مدت زیادی گذشته و هنوز نمی‌دونید پول کجا می‌ره، باید ساختار مالی رو جدی بررسی کنید.

از کجا بفهمیم فروشمون تکرارپذیره؟

  • وقتی بدونید مشتری‌ها از کجا میان، چرا می‌خرن، چه فرایندی طی می‌کنن، و بتونید برای ماه بعد یه بازه منطقی فروش پیش‌بینی کنید.

فروش استثنایی رو چطور حساب کنیم؟

  • جداگانه. فروش کمپینی، فصلی یا یک قرارداد بزرگ رو از فروش عادی جدا کنید تا تصویر واقعی‌تری داشته باشید.

تحلیلگر کسب‌وکار اول به چه چیزی نگاه می‌کنه؟

  • از نگاه ایمان پاکراه، اول به اینکه پول از کجا اومده و کجا رفته؛ بعد به مسیر مشتری، رفتار مشتری و ارتباط بخش‌های کسب‌وکار با هم.
bizschoolnotes 39 بازدید دیدگاه‌ها (0)
از کجا بفهمم کسب‌وکارم به مشاور نیاز دارد؟ نشانه‌ها و روش سنجش

از کجا بفهمم کسب‌وکارم به مشاور نیاز دارد؟ نشانه‌ها و روش سنجش

از کجا بفهمم کسب‌وکارم به مشاور نیاز داره؟

وقتی یک مشکل بارها برگشته و راه‌حل‌هاتون جواب نداده، وقتی کسب‌وکار بدون شما نمی‌چرخه، یا وقتی تصمیمی پیش روتونه که اشتباهش گرون تموم می‌شه. یک ماه بد یا افت فصلی معمولاً نشونه نیاز به مشاور نیست. الگویی که تکرار می‌شه و دلیلش رو نمی‌دونید، هست.

ایمان پاکراه وقتی با صاحب کسب‌وکاری روبه‌رو می‌شه که می‌گه «یه جای کار می‌لنگه»، اول دنبال نشونه‌ها می‌گرده، نه نسخه. این مطلب همون نشونه‌هاست، دسته‌بندی‌شده و همراه با یک سؤال ساده که خودتون بتونید هر کدوم رو بسنجید.

نشونه‌ها در فروش

فروش دارید ولی سود نمی‌مونه

  • سؤال سنجش: «پولی که وارد کسب‌وکار من شد، دقیقاً کجا رفت؟» اگه جوابی براش ندارید، مشکل فقط فروش نیست.

فروش‌تون بالا و پایین می‌ره و نمی‌دونید چرا

  • سؤال سنجش: می‌تونید برای ماه بعد یک بازه منطقی فروش پیش‌بینی کنید؟ اگه نه، به تعبیر ایمان پاکراه فروش‌تون هنوز «شانسی»ه، نه تکرارپذیر.

مشتری میاد ولی نمی‌خره

  • سؤال سنجش: می‌دونید بیشترین ریزش مشتری در کدوم مرحله‌ست؟ قاعده‌اش اینه: «وقتی مشتری نمی‌خرد، اول دنبال دلیل نگرد؛ اول محل ریزش را پیدا کن.»

اپیزودهای پاکار در دسته فروش، هر سه این موقعیت‌ها رو جداگانه بررسی کردن.

نشونه‌ها در مشتری

مشتری‌های قدیمی برنمی‌گردن

  • سؤال سنجش: اصلاً قرار بوده مشتری کِی دوباره برگرده؟ اگه این رو تعریف نکردید، نمی‌دونید برنگشتنش طبیعیه یا هشدار.

یک شکایت مشخص مدام تکرار می‌شه

  • سؤال سنجش: این شکایت رو قبلاً چند بار «حل» کردید؟ اگه بیش از یک بار، احتمالاً مشکل از فراینده، نه از کارمند.

شکایت کمه، ولی مشتری هم کمتر شده

  • سؤال سنجش: «مشتریانی که شکایت نکردند کجا رفتند؟»

نشونه‌ها در تیم

شما می‌تونید، تیم نمی‌تونه

  • سؤال سنجش: کاری هست که فقط خودتون درست انجامش می‌دید؟ از نگاه ایمان پاکراه این یعنی اون کار هنوز فقط در ذهن شماست، نه در سیستم.

اشتباه استخدام تکرار می‌شه

  • سؤال سنجش: آخرین دو یا سه نفری که رفتن، به یک دلیل مشابه رفتن؟ اگه بله، مشکل احتمالاً در انتخاب یا ورود نیروست، نه در آدم‌ها.

کسی چیزی بهتون نمی‌گه

  • سؤال سنجش: آخرین باری که کارمندی مشکلی رو مطرح کرد، کِی بود؟ سکوت تیم همیشه نشونه آرامش نیست.

نشونه‌ها در خود شما

کسب‌وکار بدون شما متوقف می‌شه

  • سؤال سنجش: اگه چند روز در دسترس نباشید، چه تصمیم‌هایی معطل می‌مونن؟

وقت‌تون صرف داخل کسب‌وکار می‌شه، نه روی اون

  • سؤال سنجش: این هفته چند ساعت روی برنامه ماه‌های بعد کار کردید، نه روی مشکلات امروز؟

نشونه‌ها در تصمیم‌های پیش رو

تصمیمی دارید که اشتباهش گرونه

  • شعبه جدید، شریک گرفتن، اولین مدیر میانی، تغییر قیمت‌ها.
  • سؤال سنجش: این پرسش ایمان پاکراه در اپیزود توسعه: «اگر از فردا فروش دو برابر بشه، اولین چیزی که کم میارید چیه؟» اگه جوابی ندارید، قبل از تصمیم یک نگاه بیرونی ارزشش رو داره.

راه‌حل‌ها رو امتحان کردید و برگشتن

  • سؤال سنجش: این مشکل رو چند بار و با چند راه‌حل مختلف حل کردید؟ وقتی راه‌حل‌ها عوض می‌شن ولی نتیجه نه، احتمالاً علت جای دیگه‌ای‌یه. ایمان پاکراه در مقاله چرا کسب‌وکارم رشد نمی‌کند به همین نوع گره‌ها پرداخته.

نشونه‌هایی که شبیه نیاز به مشاوره‌ان، ولی نیستن

یک ماه بد

  • قبل از هر نتیجه‌گیری، ببینید فصلیه، استثناییه یا تکرارشونده.

وقتی جواب رو می‌دونید و فقط اجرا نکردید

  • به تعبیر ایمان پاکراه «می‌دونستم ولی انجام ندادم» با «نمی‌دونستم» یکی نیست. اینجا مشکل دانش نیست.

وقتی دنبال یک پکیج آماده هستید

  • «برای همه یک نسخه ثابت وجود ندارد.» اگه چیزی که می‌خواید یک نسخه همه‌کاره‌ست، مشاوره احتمالاً ناامیدتون می‌کنه.

قبل از اینکه سراغ مشاور برید، این‌ها رو آماده کنید

مشکل در یک جمله

  • نه «همه چیز خرابه»؛ بلکه «مشتری‌های جدید میان ولی دوبار خرید نمی‌کنن».

عددهای پایه

  • فروش، هزینه‌های اصلی، تعداد مشتری و، اگه دارید، نرخ برگشت مشتری در چند ماه اخیر. حتی تقریبی‌اش هم کمک می‌کنه.

فهرست کارهایی که امتحان کردید

  • تا جلسه از صفر شروع نشه و پول شما صرف تکرار تجربه‌های قبلی نشه.

چیزی که آماده‌اید تغییر بدید

  • مشاوره مسیر رو روشن می‌کنه؛ اجرا با شماست.

سؤالات متداول

چند تا از این نشونه‌ها کافیه که مشاور بگیرم؟

  • عدد مشخصی نداره. اگه حتی یک نشونه دارید که چند بار تکرار شده و راه‌حل‌هاتون جوابش رو نداده، ارزش بررسی داره.

کسب‌وکار کوچیک هم به مشاور نیاز داره؟

  • گاهی بیشتر از کسب‌وکار بزرگ، چون اشتباه در اول راه هزینه بیشتری نسبت به توانش داره. ولی لازم نیست همیشه با مشاوره پولی شروع کنید.

می‌شه بدون مشاور این نشونه‌ها رو برطرف کرد؟

  • بعضی‌هاش بله. با پیدا کردن محل ریزش، مثل مشتری خرید کردن از خودتون، و ثبت شکایت‌ها می‌شه کار رو شروع کرد. وقتی این‌ها جواب نداد، سراغ نگاه بیرونی برید.

مشاور اول به چی نگاه می‌کنه؟

  • معمولاً اینکه مشکل دقیقاً چیه، برای کیه، تا الان چطور حل شده، و منظورتون از نتیجه چیه.

اگه همه این نشونه‌ها رو داشته باشم چی؟

  • از تصمیمی شروع کنید که اشتباهش گرون‌تره، یا مشکلی که بیشترین هزینه ماهانه رو داره. همه چیز رو هم‌زمان نمی‌شه درست کرد.
bizschoolnotes 39 بازدید دیدگاه‌ها (0)
مشتری‌ها تماس می‌گیرن ولی سفارش نمی‌دن؛ چطور بفهمیم مشکل کجاست؟

مشتری‌ها تماس می‌گیرن ولی سفارش نمی‌دن؛ چطور بفهمیم مشکل کجاست؟

تلفن زنگ می‌خوره، خدمت رو توضیح می‌دید، مشتری می‌گه «باشه، خبرتون می‌کنم» و دیگه خبری نمی‌شه. یکی دو بار طبیعیه، ولی اگه مدام تکرار می‌شه، دیگه بدشانسی نیست.

جواب کوتاه: مشکل تقریباً همیشه در یکی از سه جاست:

  • آدم‌های اشتباهی تماس می‌گیرن.
  • تماس درست مدیریت نمی‌شه.
  • بعد از تماس کسی پیگیری نمی‌کنه.

برای اینکه بفهمید مشکل شما کدومه، باید چند هفته تماس‌ها رو ثبت و دسته‌بندی کنید، نه اینکه حدس بزنید.

اول ببینید چه کسی تماس می‌گیره

گاهی تماس‌ها از اول قرار نبوده به سفارش برسن.

وعده تبلیغ با واقعیت جور نیست

  • مشتری با تصور یک قیمت، یک منطقه یا یک خدمت زنگ می‌زنه و پشت تلفن می‌فهمه این‌طور نیست.

بیشتر تماس‌ها فقط سؤال قیمت‌اند

  • یعنی تبلیغ یا صفحه شما برای مقایسه قیمت دیده می‌شه، نه برای انتخاب.

درخواست‌ها بیرون از توان شماست

  • منطقه‌ای که پوشش نمی‌دید، یا خدمتی که ارائه نمی‌کنید.

اگه بخش بزرگی از تماس‌های ناموفق این‌جوری‌ان، مشکل در جذب مشتری است، نه در فروش.

بعد ببینید در خود تماس چه می‌گذره

دیر جواب دادن یا تماس بی‌پاسخ

  • مشتری‌ای که جواب نگرفته، معمولاً شماره بعدی رو می‌گیره.

قیمت بدون توضیح

  • گفتن یک عدد خشک، یا برعکس، طفره رفتن کامل از قیمت.
  • مشتری یک بازه قابل‌فهم می‌خواد و اینکه چه چیزی قیمت نهایی رو تعیین می‌کنه.

نبود دلیل برای اعتماد

  • مشتری نمی‌دونه چه کسی میاد، کار چقدر طول می‌کشه و اگه مشکلی پیش بیاد چه می‌شه.
  • اگه خودتون هم مطمئن نیستید مشتری با چه دلیلی باید شما رو انتخاب کنه، اول به این سؤال جواب بدید که چرا باید مشتری از شما خرید کند.

روشن نبودن قدم بعدی

  • تماس تموم می‌شه، بی‌آنکه معلوم باشه برای ثبت سفارش چه کاری باید بکنه.

کسی که تلفن رو جواب می‌ده، در عمل فروشنده شماست، حتی اگه اسم سمتش «پشتیبانی» باشه.

و بعد از تماس

جمله «خبر می‌دم» همیشه یعنی «نه» نیست. خیلی وقت‌ها یعنی «هنوز قانع نشدم» یا «دارم مقایسه می‌کنم». اگه هیچ پیگیری محترمانه‌ای در کار نباشه، این مشتری‌ها عملاً به رقیب سپرده شدن.

چطور در دو هفته مشکل رو پیدا کنید

۱. هر تماس رو ثبت کنید

  • چهار ستون کافیه: مشتری از کجا شما رو پیدا کرده، چه خدمتی می‌خواسته، نتیجه تماس، و دلیل سفارش ندادن به زبان خود مشتری.

۲. تماس‌های ناموفق رو گوش کنید

  • اگه تماس‌ها با اطلاع مشتری ضبط می‌شن، ده تا بیست تماسی رو که به سفارش نرسیدن گوش کنید.
  • بیشتر وقت‌ها مشکل در همون چند دقیقه اول شنیده می‌شه.

۳. خودتون مشتری بشید

  • یا از یک آشنا بخواید به‌عنوان مشتری تماس بگیره و تجربه‌اش رو بی‌تعارف بگه.

۴. از کسانی که سفارش ندادن بپرسید

  • یک پیام کوتاه و محترمانه، بدون اصرار به فروش: «برامون مهمه بدونیم چرا انتخابمون نکردید.»

۵. دلیل‌ها رو دسته‌بندی کنید

  • دسته‌ای که بیشترین سهم رو داره، اولین اولویت اصلاحه.

یک سناریوی فرضی

فرض کنید یک سرویس نظافت منزل در هفته پنجاه تماس داره و فقط ده سفارش ثبت می‌کنه. بعد از دو هفته ثبت دقیق، معلوم می‌شه نیمی از تماس‌های ناموفق از منطقه‌هایی بوده که اصلاً پوشش نمی‌ده، و بیشتر بقیه بعد از شنیدن قیمت بدون توضیح تموم شدن.

اینجا افزایش بودجه تبلیغات فقط تعداد همین تماس‌های بی‌نتیجه رو بالا می‌بره. اصلاح لازم دو تاست: محدود کردن منطقه تبلیغ، و آموزش اینکه قیمت چطور با توضیح گفته بشه.

اشتباه رایج

وقتی تماس به سفارش تبدیل نمی‌شه، اولین واکنش خیلی‌ها بیشتر کردن تبلیغاته. ولی اگه نشتی در تماس یا بعد از اونه، تبلیغ بیشتر فقط مشتری بیشتری رو از همون سوراخ رد می‌کنه.

جمع‌بندی

قبل از هر تصمیمی، دو هفته داده جمع کنید:

  • اگه مشکل از جذب بود، تبلیغ و پیامتون رو اصلاح کنید.
  • اگه از تماس بود، سراغ پاسخ‌گویی و آموزش برید.
  • اگه از پیگیری بود، یک روال ساده برای پیگیری بسازید.

اگه داده‌ها رو جمع کردید و هنوز معلوم نیست مشکل کجاست، یک نگاه بیرونی کمک می‌کنه. مشاوره کسب‌وکار دقیقاً از همین تشخیص مسئله شروع می‌شه، قبل از هر راه‌حلی.

پرسش‌های متداول

نرخ تبدیل تماس به سفارش چقدر باید باشد؟

  • عدد ثابتی برای همه وجود نداره و به نوع خدمت، قیمت و منبع تماس بستگی داره.
  • معیار درست، مقایسه با گذشته خودتون و مقایسه منبع‌های مختلف تماس با همدیگه‌ست.

گفتن قیمت پشت تلفن کار درستی است؟

  • بله، ولی به‌صورت بازه و همراه با عواملی که قیمت نهایی رو تعیین می‌کنن.
  • سکوت درباره قیمت معمولاً بیشتر از قیمت بالا مشتری رو فراری می‌ده.

بعد از تماس، کی و چند بار پیگیری کنیم؟

  • بهتره تا تصمیم مشتری هنوز تازه‌ست پیگیری کنید، معمولاً همون روز یا روز بعد.
  • یکی دو پیگیری محترمانه کافیه؛ اصرار بیشتر نتیجه رو برعکس می‌کنه.

ضبط تماس‌ها برای بررسی اشکالی ندارد؟

  • اول تماس به مشتری اطلاع بدید و قوانین مربوط رو هم بررسی کنید.
  • این شفافیت خودش به اعتماد کمک می‌کنه.

کی باید از مشاور کمک گرفت؟

  • وقتی داده جمع کردید ولی دلیل‌ها پراکنده‌ست، یا اصلاحات انجام‌شده نتیجه نداده.
bizschoolnotes 36 بازدید دیدگاه‌ها (0)

راهنمای سایت

دسته‌ها، آخرین‌ها، آمار و ابزارهای کاربردی در یک نگاه.

درباره سایت

آخرین مطالب

پربازدیدترین مطالب

آرشیو

مطالب تصادفی

نویسندگان

آمار سایت

  • مطالب4
  • دیدگاه‌ها0
  • آنلاین1
  • کاربران0
  • بازدید امروز178
  • بازدید دیروز198
  • IP امروز1
  • IP دیروز1
  • گوگل امروز0
  • گوگل دیروز3
  • این هفته401
  • این ماه514
  • امسال514
  • کل بازدید514

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید